احمد مجد الاسلام كرمانى
50
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كنند ، چنان كه دو مرتبه ديگر هم همين قسم شد و شرحش را در جلد دوم متعرض شدهايم در خانه را به روى خود بسته و بآدمهايش سفارش كرده كه از احدى پذيرائى نكند ، در اين موقع هيئت مأمورين انجمنها وارد شده ملاقات احتشام السلطنه را خواستگار شدند . و مخفى نماند كه اين منتخبين تمام از انارشيثهاى نمره اول بودند از قبيل ميرزا جهانگير خان مدير صور اسرافيل و امثال او ، نوكرهاى احتشام السلطنه عذر خواستند كه ملاقات آقا ممكن نيست ، حضرات سختى كردند و داد و فرياد كشيدند علاء الدوله « * » و معين الدوله « * 1 » كه در آن وقت در اندرون نزد احتشام السلطنه بودند بيرون آمده و با آن هيئت ملاقات كردند و آنها را در اطاق پذيرائى نموده از مطلب آنها سئوال كردند ! جواب حضرات فقط يك كلمه بود كه ما از طرف ملت ماموريم يك پاكت بدست احتشام السلطنه بدهيم حضرات گفتند احتشام السلطنه كسالت دارد و ملاقات با او ممكن نيست ، پاكت را بما بدهيد به او ميرسانيم هيئت منتخبه ابدا قبول نكرده بر اصرار و ابرام بلكه شدت و خشونت افزودند ، تا بالاخره علاء الدوله جواب داد احتشام السلطنه از رياست مجلس استعفا داده و او هم مثل يكى از افراد ملت در خانهاش نشسته و مجبور نيست با شما ملاقات كند ، آن هم در اين موقع كه چهار ساعت از شب گذشته و شما ده نفر مسلح هستيد و بر فرض كه بخواهد با شما ملاقات كند عيال و اطفال او مانع خواهند شد و بقانون مشروطيت او هم آزاد است ، بلى اگر كسى با او طرف ادعا است بايد بمحاكم عدليه اظهار كند و احضارنامه رسميه براى او بياورند
--> ( * ) ميرزا احمد خان علاء الدوله برادر احتشام السلطنه كه در سال 1323 ق حاكم تهران بود و دو نفر از تجار قند را به چوب بست و باعث تعطيل بازار و اجتماع مسجد شاه گرديد . ( * 1 ) حسينعلى خان برادر علاء الدوله